اما در بخشی از نامه ات نوشته ای :
6- من که قصد ایجاد انحراف و فساد ندارم
خواهرم! برایم نوشته ای : گرچه من با آرایش و لباس های شیک بیرون می آیم، هرگز قصد ایجاد انحراف و فساد ندارم.
قبل از اظهار نظر در مورد این حرفت چند سوال دارم:
اگرپس از یک روزپرکار و خسته کننده بخواهی به استراحت بپردازی اما همسایه صدای تلویزیون را بلند کند فقط برای اینکه خودش این طور دوست دارد و از صدای بلند خوشش میآید و به هیچ وجه قصد مردم آزاری نداشته باشد، صدای تلویزیون او مزاحم استراحت تو نیست؟!
آیا هنگامی که در یک روز سرد زمستان سوار تاکسی شده ای تا به مقصدی بروی و به دلیل سرما شیشه ها هم بالاست، مسافر کنار تو سیگاری را روشن کند و مشغول کشیدن شود ودر همین حال ضمن عذر خواهی بگوید: "من برای این که گرم شوم سیگار می کشم" ، دیگر دود سیگار به سلامتی تو آسیبی نمی رساند و از این وضع ناراحت نمیشوی؟!وبالاخره اگر کسی که بتازگی عصایی خریده و نمی داند آن عصا چقدر محکم است، به قصد آزمودن استحکام عصا آن را بر سر دیگری بکوبد، آسیبی به آن شخص نمی رسد؟!
پس می توانیم نتیجه بگیریم که "خطر" علی رغم "قصد سوء نداشتن" از بین نمی رود باید "عامل خطر" را از بین برد.
اما می رسیم به آنجا که براین نکته انگشت گذاشته ای:
7- این همه بی حجابی:
نوشته بودی: با بودن بی حجابی های فراوان که در هر حال اثر خود را می گذارند، رعایت کردن و نکردن من چه تفاوتی دارد؟
من معتقدم حتی اگر همه ی خانم هایی که در کوچه و خیابان هستند رعایت پوشش را ننمایند باز هم تو دلائل کافی برای حفظ پوشش خداپسندانه داری.
اول اینکه تو مسوول گناهان صورت گرفته نباشی:
هرکس مرتکب خطایی شود، خود مسوول است و باید در دادگاه الهی پاسخگو باشد.
اگر کسی به نحوی با خبر شود که امشب چند سارق قصد دارند از منزل همسایه اش که به مسافرت رفته سرقت کنند و یقین داشته باشد حتما امشب قالی های همسایه به سرقت می رود و در دل بگوید در هر حال که فرش های همسایه از دستش می رود، پس من خودم آنها را برمی دارم و قبل از دزدها به خانه ی همسایه برود و فرش ها را به منزل خود انتقال دهد، قضاوت تو درباره ی کار این شخص چیست؟ و اگر بگوید او که در هر حال فرش ها را از دست می داد، کار من چه ضرر بیشتری برای او داشت، پاسخ تو چیست؟
آیا نمی گویی بله، در هر حال فرش ها می رفت اما آن که باید پاسخ گو باشد متفاوت است. اگر سارقان می بردند آنان گرفتار می شدند و بایست خسارت می دادند ولی اکنون تو مسوول این خسارت هستی.
در بحث پوشش هم، درست است که با بودن افراد بی حجاب، جوان هایی به انحراف کشانده می شوند ولی اگر تو پوشیدگی را رعایت نکنی در مسوولیت انحراف و مفاسد ایجاد شده سهیم خواهی بود.
اما دومین دلیل: حفظ ارزش ها
اگر هنگامی که در جامعه دروغ زیاد شد، افراد راستگو هم بگویند با این همه دروغ راستگویی ما چه فایده دارد و آنان به دروغگویان بپیوندند، و با افزایش خیانت، امانت داران هم به آنان ملحق شوند و با فراوان شدن کسانی که رعایت پوشش صحیح را نمی کنند دیگران هم به آنان اقتدا نمایند، دیگر ارزش ها در جامعه کمرنگ می شود و نسل جدید با ارزش هایی مانند راستگویی، امانت داری، و... بیگانه می شود. پس یکی از انگیزه های مهم عمل به درستی ها، حتی در شرایطی که کمتر به آن ها توجه می شود، حفظ ارزش هاست و اگر کسانی که به ارزش ها عمل می کنند از موضع خود عقب ننشینند و استقامت نمایند، امید هست علاوه بر حفظ ارزش ها، دیگران هم به آنان بپیوندند و کم کم صفات پسندیده در جامعه رواج یابد. می رسیم به سومین دلیل که از نظر من مهم ترین دلیل هم هست:
اطاعت از پروردگار و محترم شمردن دستور خداوند:
حتما می دانی که حکم خداوند با بی توجهی برخی افراد و حتی عمل نکردن همه ی انسان ها ازبین نمی رود .پس هرچند خیلی ها به مساله پوشش که دستور و خواست خداوند است بی توجه شوند باز این برنامه ی قرآنی به قوت خود باقی است و باید به آن احترام گذاشت.
برچسبها:
نامه ای به خواهرم,
منتظران مهدی,
حفظ ارزشها,
خیانت و دروغ,
حکم خدا,
دادگاه الهی